شرح صحیفه سجادیه توسط استاد اخلاق آیت‌الله ابوالفضل بنایی کاشی

 

تقوا کلاس اول بندگی

صحیفه سجادیه کلاس دوم بندگی

لباس کار بندگی در کلام حضرت سجاد علیه‌السلام

 

فراز پنجم: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، وَ مَتِّعْنِي بِهُدًى صَالِحٍ لَا أَسْتَبْدِلُ بِهِ، وَ طَرِيقَةِ حَقٍّ لَا أَزِيغُ عَنْهَا، وَ نِيَّةِ رُشْدٍ لَا أَشُكُّ فِيهَا، وَ عَمِّرْنِي مَا كَانَ عُمْرِي بِذْلَةً فِي طَاعَتِكَ، فَإِذَا كَانَ عُمْرِي مَرْتَعاً لِلشَّيْطَانِ فَاقْبِضْنِي إِلَيْكَ قَبْلَ أَنْ يَسْبِقَ مَقْتُكَ إِلَيَّ، أَوْ يَسْتَحْكِمَ غَضَبُكَ عَلَيَّ.

 

معنا: خدایا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست و مرا به هدایتی شایسته بهره‌مند ساز که آن را با روشی دیگر جابجا نکنم و راه حقّی نصیبم کن که از آن منحرف نشوم و نیّت استواری به من عنایت کن که در آن شک نورزم؛ و مرا زنده دار، مادامی که عمرم در طاعت تو به کار رود؛ و هنگامی‌که عمرم بخواهد چراگاه شیطان شود، جانم را بستان؛ پیش از آن‌که دشمنی و نفرتت بر من پیشی گیرد، یا خشمت نسبت به من پابرجا و استوار شود.

 

کلام استاد: کتاب صحیفه سجادیه برای کلاس دومی‌ها است، برای آن‌هایی که مسیر تقوا را یا به عادت رسیدند و یا در حال پیمایش هستند.

تقوا یعنی عمل به واجبات و ترک محرمات؛ آن‌هایی که علاقه‌مند هستند زندگی خود را با تعداد کمی از دستورات باید و نباید تنظیم کنند، باتقوا هستند.

بیشتر کارهایی که ما از ساعت بیداری تا وقت خواب دنبال می‌کنیم کارهایی هستند که آزاد است یعنی انسان برای انجام آن‌ها به سختی نمی‌افتد. خداوند به غیر از برخی جاها عموما در کارها امر و نهی ندارد. انسان‌ به هر کجایی که تمایل دارد می‌تواند نگاه کند، خدا به انسان چشم را برای نگاه کردن عطا کرده مگر به بعضی چیزها، زبان را برای گفتار، تکلم و تفهیم به انسان داده مگر بعضی چیزها که نباید گفت، اما انسان آزاد است آن چیزی که در ارتباط با زندگی معمول انسانی لازم است به زبان بیاورد که سرانجام این ارتباطات رفع نیازها است. همه انسان‌ها به یکدیگر نیازمند هستند، یکی از راه‌های برطرف کردن نیاز، تکلم است؛ من با این زبان درخواست می‌کنم طرف مقابل نیز جواب می‌دهد در حالی که در برخی اوقات شارع مقدس فرمایش کرده که یکسری حرف‌ها را نباید بزنید و یا بالعکس رفتار کنید، بقیه موارد آزادی است. در راه رفتن و گوش دادن هم همینطور است. خداوند برای اعضا و جوارح به جز بعضی موارد خاص قید و بندی نگذاشته است. اگر انسان به همین بایدها و نبایدها مقید شود، مثلا بعضی‌ چیزها را نگوید، بعضی حرف‌ها را نزد، بعضی جاها را با پاهایش نرود، با دستان خود برخی کارها را انجام ندهد، از اعضا و جوارح برای نماز خواندن استفاده کند و...؛ باتقوا خواهد بود.

بایدها و نبایدهای دین گاهی هستند و در بقیه موارد آزادی است. این تقید به بایدها و نبایدها و عدم مخالفت با دستورات خدا و کنترل هیجانات، تقوا نام دارد. کسی که رعایت می‌کند از متقین است، این تازه کلاس اول است.

کلاس دوم کارهایی فراتر از این خواهد بود. در باورها صبر بر معصیت واجب است؛ این صبر یک رفتار اخلاقی است، ما باید به این باور برسیم که این رفتار اخلاقی، روحی بوده و کار و فعل نیست اما وقتی شرایط گناه و معصیت پیش می‌آید لازم است در برابر معصیت صبر کنیم و مرتکب گناه نشویم؛ این یک عمل قلبی است که اسم آن صبر و باور هم هست یا مثلا در باورهای دینی ما باید به وحدانیت خدا ایمان داشته باشیم.

در صحیفه سجادیه چه در باورها و اعتقادات و چه در مسائل اعتقادی و اخلاقی حضرت یک کلاس بالاتر را گفته‌اند. درست است در طول زمان بیداری برخی کارها برای انسان واجب و برخی دیگر حرام است؛ این انجام دادن یا ندادن عبادت یا اطاعت است منتهی آن‌هایی که می‌خواهند صرفه بیشتری داشته و با خدا ارتباط بیشتری داشته باشند؛ آن خدایی که قدرت محض است (أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا)، خدایی که عزت محض است باید یک کلاس بالاتر را دنبال کنند.

هر کسی شرف و آبرو و قدرت و توانایی می‌خواهد تمام این‌ها پیش خداست. این شرافت و قدرت لازمه هر انسانی است و این دو فقط نزد خداست. حتی آن خلافکار هم دوست ندارد خلافکار خطاب شود بلکه دوست دارد شرف و آبرویش حفظ شود، همه دوست دارند با آبرو و توانا باشند. اگر کسی اهل تقوا باشد ثمرات تقوا در قرآن زیاد است، حدود ۱۳ ثمره در قرآن برای تقوا ذکر شده که حتمی است. مثلا کسانی که اندکی تقوا بورزند طبق آیه (وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ) خداوند رزق ایشان را از جاهایی که گمان نمی‌برند تامین می‌کند اما آن‌هایی که می‌خواهند از این خداوند توانای عزیز بهره بیشتری ببرند باید یک پله بالاتر قدم بگذارند و در واقع خودشان را در عبادت و بندگی جلوتر از انجام واجبات و دوری از محرمات ببرند.

 

در این عبارت ( فراز پنجم ) شریف امام سجاد علیه‌السلام، کلاس دوم بندگی را ذکر می‌کنند. کلاس اول تقواست، کلاس دوم این است " عَمِّرْنِي مَا كَانَ عُمْرِي بِذْلَةً فِي طَاعَتِكَ " خدایا طول عمر من را لباس کاری قرار بده که در راستای بندگی تو قدم بردارم این کنایه است از اینکه خدایا به من توفیق بده در تمام عمرم برای تو کار کنم؛ ( بِذْلَةً در زبان عرب لباس کار را می‌گویند) لباس یک وقت لباس پلوخوری است که باید مراقب باشیم که مبادا خراب شود اما انسان لباس کار را در واقع برای فعالیت مستمر می‌پوشد. در بحث تقوا انسان یکسری واجبات را انجام می‌دهد و از گناهان دوری می‌کند اما در بقیه اوقات آزاد است در حالی که در کلاس دوم حضرت پا را خیلی فراتر می‌گذارند. حضرت می‌فرمایند که خدایا به من توفیق بده در تمام اوقات بیداری در تمام کارها فقط برای تو قدم بردارم، این کلاس دوم است.